دلاری¬شدن ]اطلاعات پس¬زمینه¬ای ابتکار برای گفت¬وگو در باره خط مشی¬ها[

نوشته
Jun 27, 2008 در موضوعات تخصصی

نوشته تایلر مارونی

تاریخچه

دلاری شدن فرایندی است که در طی آن کشوری ارز خود را کتار می­گذارد و ارز یک کشور با ثبات­تر را به عنوان پول قانونی خود برمی­گزیند. گرچه این مفهوم در اشاره به دلار آمریکا ساخته شده، تبدیل به هر ارز خارجی با ثبات – برای مثال یوروی اروپایی، ین ژاپنی، مارک آلمانی – معمولا به عنوان دلاری شدن شناخته می­شود. دو نوع دلاری شدن وجود دارد: کامل و غیر رسمی.

دلاری شدن کامل

این وضع وقتی رخ می­­دهد که دولتی رسما تصمیم به استفاده از یک  ارز خارجی در تمام معاملات خود از جمله بدهی دولتی و خصوصی بگیرد و در این صورت تمام حسابهای عمومی و خصوصی بانکی به دلار تبدیل می­شوند. ارزی که کنار گذاشته می­شود معمولا تا زمانی معتبر محسوب می­شود که از جریان خارج شود. در دلاری شدن کامل، مشاغل دستمزد کارکنانشان را به دلار می­پردازند و معاملات مصرف­کنندگان در «خیابانها» به دلار انجام می­شود. در انجام این تبدیل، کشورها باید نرخ تبدیل بدهی­های قبلی، قراردادها و دارایی­های مالی به ارز جدید را تعیین کنند.

دلاری شدن غیررسمی

دلاری شدن غیررسمی که گاهی «جایگزینی ارز» نامیده می­شود، بسیار رایجتر است. اکثر کشورهای دارای بازار نوظهور غیررسمی دلاری شده­اند، بعضی بسیار شدیدتر از دیگران. دلاری شدن غیررسمی وقتی رخ می­­دهد که ارزش ارز محلی بیش از  اندازه ناپایدار شود و در این صورت دلار قابل اتکاتر برای خریدها، پس­اندازهای شخصی و گرفتن وام به کار می­رود.

در هاوانا، کوبا و نیز در لیما، پرو، برای مثال، گردشگران اغلب برای تاکسی و کوکاکولا به دلار می­پردازند که در همزیستی با ارزهای محلی به سر می­برد. به همین منوال، گرچه آرژانتین رسما دلاری نشده – هرچند امکان آن از زمان طرح این ایده به وسیله رئیس جمهور کارلوس منم در 1999 وسیعا مورد بحث قرار گرفته است – تقریبا تمامی اقتصاد بر روی اسکناس پشت­سبز می­چرخد. پیش از این که از ارزش پزوی آرژانتین در 2001 کاسته شود، اکثر معاملات بزرگ مثل وام اتومبیل و مسکن به دلار انجام می­شد. امروزه که پزو به سرعت در حال سقوط است، چیزی به نام «تب سبز» -- هجومی نومیدانه برای خرید دلار – کشور را فرا گرفته است. اگر آرژانتین تصمیم به دلاری شدن بگیرد، بزرگترین کشوری خواهد بود که این کار را انجام داده است.

چرا دلاری شدن؟

تصمیم به دلاری شدن بعضا به این خاطر گرفته می­شود که یک کشور دچار تورم زیاد غیر قابل کنترل و کاهش ارزش پول است که سلامت اقتصاد کشور را تهدید می­کند. کسانی که مایلند ارز محلی نگهداری کنند برای محافظت از خود در مقابل کاهش ارزش آن نرخهای بالاتری مطالبه می­کنند. بانک مرکزی نرخهای بالاتر را به عنوان وسیله­ای برای دفاع از سقوط شدید ارز تایید می­کند. در چنین محیط بحرانی، بسیاری از مشاغل دلار به نرخهای پایین دلار قرض می­کنند. زمانی که مردم اعتمادشان به ارز محلی را از دست می­دهند و دلار می­خرند، این کار به کاهش ارزش بیشتر ارز منجر می­شود. به رغم نرخهای بالاتر بهره، خانوارها احتمالا کمتر به ارز محلی پس­انداز می­کنند و بسیاری از مشاغل سرمایه­شان را از کشور خارج می­کنند.

باید تاکید کرد که دلاری شدن به عنوان یک نظام مبادله ارز، ثبات و رشد اقتصادی را به خودی خود تضمین نمی­کند. زمانی که یک کشور تصمیم به دلاری شدن بگیرد، سیاست پولی هیات مدیره فدرال رزرو، بانک مرکزی آمریکا، را می­پذیرد و در نتیجه خود را از چرخه کاهش ارزش ارز و تورم خلاص می­کند.

دلاری شدن گرچه تا دهه اخیر مرسوم نشده بود، یک نظام جدید نرخ ارز به شمار نمی­رود. پاناما تقریبا یک قرن است که دلاری شده است. اقتصاددانان مدتهاست مزایای دلاری شدن را مورد بحث قرار داده­اند، اما تنها در سالهای اخیر است که به علت دلاری شدن رسمی اکوادُر و السالوادُر توجه بیشتری به خود جلب کرده است. به علاوه، این واقعیت که کشوری با اهمیت آرژانتین کماکان موضوع را سبک سنگین می­کند، به بحث وسیعتر همگانی دامن زده است.

شرایط دلاری شدن موفق

برای این که دلاری شدن موفق شود، چندید پیش­شرط ضروری است. اول، کشوری که دلاری می­شود یعنی تصمیم گرفته که تمام ارزهای محلی را به دلار تبدیل کند، باید دارای ذخایر کافی خارجی باشد: ذخایر به ارز غیر محلی. در غیر این صورت، ممکن است با کمبود دلار مواجه شود. اگر ارز قوی کافی برای پشتیبانی از تمام ذخایر وجود نداشته باشد، ممکن است دولت ناگزیر از پذیرش نرخ مبادله ضعیفتری بشود.

دوم، کشور باید بخش بانکی نیرومندی داشته باشد. بخشهای بانکی ضعیف مستعد سقوط هستند. تاثیر شدید اقتصادی بخش بانکی در حال سقوط را معمولا می­توان از طریق عرضه نقدینگی اضطراری به آن به تاخیر انداخت. یک اقتصاد دلاری­شده، در تعریف، نمی­تواند این کار را بکند. به بیان دیگر، بانک مرکزی توانایی خود برای پیشگیری فعال از عیبهای بانکی را از دست میدهد، چون اختیار را به بانک مرکزی دولت صاحب ارز پذیرفته شده محول کرده است.

سرانجام، بهترین حالت این است که کسری بودجه کم باشد. در یک اقتصاد دلاری­شده، دولت اغلب از تجمل داشتن کسری بزرگ، یعنی خرج کردن بیش از درآمد، محروم است. دلیل این محرومیت این است که کسری بزرگ در یک اقتصاد دلاری­شده را دیگر نمی­توان با چاپ پول جبران کرد یا تحت کنترل در آورد.

کشورهایی که دلاری شده­اند

پاناما

اولین کشوری که کاملا دلاری شد پاناما بود. اقتصاد پاناما از 1904 به بعد که از کلمبیا جدا شد بر اساس اسکناس پشت­سبز اداره شده است. این امر اثرهای مثبتی بر سلامت اقتصادی کشور داشته است. برای مثال، در دهه 1990، تورم به ندرت از یک درصد در سال بالاتر رفت. و با وجود این، اتکا به دلار از وابستگی پاناما به کمک خارجی نکاسته است. پاناما از 1973 بیش از 15 برنامه صندوق بین­المللی پول را اجرا کرده و دلاری شدن مانع از این نشد که در اواسط دهه 1980 پاناما از بازپرداخت بدهی­هایش کوتاهی نکند.

اکوادُر

اکوادُر این کار را در اوایل 2000 انجام داد. این کشور به عنوان آخرین راه چاره در کوشش برای بیرون کشیدن خود از بحران نابودکننده اقتصادی – نظام بانکی در حال سقوط، ارز محلی (سوکر) در حال افول و اعتراضهای مردم بومی -- دلاری شد. زمانی که رئیس جمهور جمیل مَحود در ژانویه 2000 قصد خود به دلاری کردن اقتصاد را اعلام کرد، این فرایند از پیش به حرکت در آمده بود و کشور از پیش به شدت دلاری شده بود. اما اعلام او منجر به کودتا و او ناگزیر از استعفا شد. حاکمیت غیرنظامیان دوباره برقرار شد و در فوریه مجلس اکوادُر قانونی تصویب کرد که دلاری شدن کامل را مجاز می­کرد.

پیش از پذیرش دلار، اکوادُر چندین طرح مبادله ارز از جمله نظام نرخ ازر ثابت و نرخ ثابت خزنده را امتحان کرد. هیچ یک موفقیت­آمیز نبود و باید دید دلار چقدر به اکوادُر کمک خواهد کرد.

السالوادُر

در اواخر نوامبر 2000، مجلس قانون­گذاری السالوادُر قانونی تصویب کرد که دلاری شدن کامل کشور را مجاز کرد. در روز اول سال نو 2001، دستگاه­های خودپرداز بانکی طوری برنامه­ریزی شد که دلار بپردازند و حسابهای بانکی هم به دلار تبدیل شد. این حرکت برخلاف اکوادُر چندان ناشی از استیصال اقتصادی نبود. در حقیقت، نرخ تورم السالوادُر در دهه پیش از آن پایین و در حدود 3/1 درصد بود. و این کار برای جذابتر کردن اقتصاد السالوادُر برای سرمایه­گذاران بین­المللی انجام شد.

زمانی که کشور دلاری شد، مردم السالوادُر به اندازه مردم اکوادُر حیرت نکردند، چون از هشت سال پیش از آن ارز قبلی السالوادُر، کولون، به دلار وصل شده بود. بانک مرکزی السالوادُر برآورد کرده که امروزه در حدود 70 درصد پول در گردش دلار است. باز هم زود است که مزایای دلاری شدن اندازه گیری شود. اما برخی نشانه­های امیدبخش هست: روز بعد از پذیرش ارز جدید در السالوادُر نرخ بهره وامهای مصرفی و مسکن از 11 درصد به 17 درصد کاهش پیدا کرد.

موارد دیگر

چند سال پیش، سازمان ملل اعلام کرد که دلار ارز رسمی تیمور شرقی خواهد شد، که به تازگی استقلال خود را از اندونزی کسب کرده بود. در دسامبر 2000، گواتمالا قانونی گذراند که گردش آزاد دلار را مجاز می­کرد، گرچه از دلاری شدن کامل طفره رفت. و تعدادی کشورهای دیگر هم دلاری شدن را مد نظر قرار داده­اند، که از این میان می­توان کستاریکا، هندوراس و نیکاراگوئه را نام برد. برخی اشخاص پیشنهاد کرده­­اند که افغانستان هم دلاری شود، اما صرفا به عنوان یک اقدام موقت تا این که یک رژیم با ثبات­تر سیاسی کنترل دولت را در دست بگیرد. در شرایطی که کشورهای بسیاری در اساس بر پایه دلار اداره می­شوند، هیچ کشوری تاکنون سیاست دلاری شدن کامل را معکوس نکرده است و این سیاست بطور کلی یک اقدام دائمی محسوب می­شود.

مزیت­ها

احتمالا بزرگترین امتیاز دلاری شدن ثبات اقتصادی همراه با آن است. تورم زیاد تقریبا بلافاصله تحت کنترل قرار می­گیرد. دلار آمریکا مورد اطمینان­ترین ارز جهان است و هر کشوری که آن را بپذیرد، خط مشی پولی هیات مدیره فدرال رزو را هم می­پذیرد. بنابراین دلاری شدن خطر کاهش ارزش شدید ارز را منتفی می­کند و به نوبه خود نرخ بهره محلی را کاهش می­دهد. به علاوه، این کار سرمایه­گذاران خارجی را هم جذب می­کند و آنها می­دانند که ارزش پولی دارایی­هایشان مطمئن است و تمام این جنبه­ها منجر به رشد و سرمایه­گذاری بیشتر می­شود. از لحاظ روانی، دلاری شدن از نگرانی اقتصادی می­کاهد.

هزینه­ها

گرچه دلاری شدن می­تواند یک کشور را با ثبات­تر کند، آن کشور در برابر تغییرات در ارزش دلار آسیب­پذیر می­شود با وجود این که آن نوسانها ناشی از شرایط اقتصادی داخلی آمریکا هستند. در صورتی که دلار در مقابل ارزهای بین­المللی نوسان داشته باشد، که اغلب و گاهی به شدت دارد، هیچ راهی برای واکنش در برابر چنین بحرانی وجود ندارد. دلیل آن این است که هر کشور دلاری شده اختیار سیاست مرکزی و مستقل پولی خود را به بانک مرکزی کشوری واگذار می­کند که ارز آن را پذیرفته است. به علاوه، هیات مدیره فدرال رزرو با در نظر داشتن منافع آمریکا عمل می­کند، بدون این که توجه خاصی به اثر بین­المللی آن بر اقتصادهای دلاری شده داشته باشد.

به همین دلیل، نشان دادن واکنش به تکانهای اقتصادی مثل قیمت­های ناپایدار نفت در بازار بین­المللی، با دست­کاری در نرخ ارز غیر ممکن است. دلاری شدن منجر به از دست رفتن نرخ ارز به عنوان یک ابزار تعیین خط مشی می­گردد. تکانهای خارجی – که نوسانهای دلار یکی از آنهاست – دیگر در ارز محلی جذب نمی­شود بلکه به درون اقتصاد واقعی منتقل می­گردد.

علاوه بر از دست دادن توانایی چاپ پول که یک امتیاز بزرگ مالی است، یک کشور دلاری شده مزایای درآمد ناشی از چاپ پول را هم از دست می­دهد. درآمد ناشی از چاپ پول در اساس درآمدی است که از انتشار پول کسب می­شود. این کار پرسودی است چون هزینه جاپ و به گردش انداختن اسکناس (که در اساس قطعه کاغذی بی ارزش است) بسیار کمتر از ارزش کالاهایی است که با آن قطعه کاغذ می­توان خرید. دولت آمریکا در حدود 25 میلیارد دلار در سال درآمد خالص از چاپ پول دارد و وقتی که اهالی یک کشور دیگر دلار داشته باشند، آنها هم برای اداره خزانه­داری درآمد ایجاد می­کنند. در گذشته حرف از سهیم کردن کشورهای دلاری شده در درآمد ناشی از چاپ پول بوده است، اما دولت آمریکا تا به امروز اجازه این کار را نداده است.

دیگر نکات منفی دلاری شدن شامل ترس از جعل پول است (اسکناسهای جعلی را در آمریکا هم به سختی می­توان تشخیص داد). کلمبیا علاوه  بر تولید کوکائین به خاطر «کارخانه­های» دلارش نیز بدنام است. در ضمن ریسک سیاسی هم وجود دارد. زمانی که السالوادُر دلاری شد، سیاستمداران مخالف به شدت دولت را به خاطر فروش کشور به امپریالیسم اقتصادی مورد حمله قرار دادند. وادار کردن مردم بومی به استفاده از پولی که نمی­شناسند هم سخت است. یکی از بزرگترین موانع در آرژانتین بر سر راه دلاری کردن، مانع فرهنگی است: دلاری شدن مثل تسلیم شدن در برابر نوعی استعمار و واگذار کردن نماد غرور است.

اما یکی از بزرگترین جنبه­های منفی دلاری شدن این است که گرچه ممکن است این کار باعث تثبیت تورم افسارگسیخته شود، اما نقشی در اصلاحات مالی و سیاسی بازی نمی­­کند. به بیان دیگر، بسیاری از اقتصاددانان بر این نظرند که این کار هیچ تاثیری بر گرفتاری­های اجتماعی مثل فرار از مالیات، استانداردهای پایین زندگی، بیکاری و فساد ندارد. کسانی که با این نظر مخالفند، می­گویند محیط باثبات اقتصادی بسیار بیش از محیط بی­ثبات برای اصلاحات مساعد است. بنابراین دلاری شدن یک استراتژی لازم است اما الزاما یک استراتژی کافی اقتصادی نیست.

نتیجه­­گیری

در تحلیل نهایی، تاکید بر این مساله مهم است که دلاری شدن داروی همه دردها نیست. همانطور که بسیاری از پژوهشگران دلاری شدن متذکر شده­اند، اندازه گیری هزینه­ها و مزایای واقعی آن به یک دلیل ساده مشکل است: نبود سابقه. هیچ سابقه تاریخی وجود ندارد که نتایج یک ارز جدید را با آن مقایسه کرد. بیشتر تحلیل­ها نظری است. تنها کشورهای انگشت­شماری کاملا دلاری شده­اند که در اندازه­های متفاوت بوده و به دلایل متفاوت و در شرایط متفاوت این کار را کرده­اند. پاناما تنها کشوری با تاریخ طولانی دلاری شدن است ولی این کشور رابطه نزدیک سیاسی و اقتصادی با آمریکا دارد.

بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که دلاری شدن در اقتصادهای کوچک، باز، انعطاف­پذیر و دارای روابط تجاری قوی با آمریکا بیشترین موفقیت را کسب خواهد کرد. السالوادُر یک موش آزمایشگاهی از این نوع است. اما شاید سالها طول بکشد تا بتوان موفقیت آن را اندازه گیری کرد.

گذشته از آن، دلاری شدن دائمی است. پس از این که کشوری دلار را پذیرفت، کوشش برای بازگشت به ارز محلی هر تصمیمی را سست میکند و اغتشاش بیشتری می­آفریند. این یکی از مشکلات در برابر پیشنهاد دلاری شدن افغانستان است. این کار را نمی­توان موقت انجام داد. تا زمانی که کشورهای بیشتری حداقل چندین دهه با دلار زندگی نکرده باشند، ارزیابی تاثیر دلاری شدن کامل مشکل خواهد بود.

چه نکاتی را باید مد نظر داشت

سطح دلاری شدن «غیر رسمی»

درک این موضوع به خبرنگاران کمک می­کند مشکل بالقوه یک کشور در گذار به ارز باثبات­تر را تشخیص بدهند. برای مثال، آرژانتین می­تواند نسبتا به آسانی دلاری شود، چون اسکناس پشت­سبز هم اکنون یکی از پایه­های اقتصاد است. و السالوادُر، همانطور که اشاره شد، قبلا ارز خود را به دلار وصل کرده و گذار را راحت­تر کرده بود.

شدت تورم

در اوایل دهه 1980، آرژانتین از تورم افسارگسیخته رنج می­برد که به 5000 درصد در سال می­رسید و در آن زمان بالاترین نرخ تورم در جهان بود. امروزه، از ارزش پزو به معنی واقعی کلمه در هر دقیقه کاسته می­شود و نگرانی بیشتری ایجاد می­کند. بسیاری از اقتصاددانان بر این عقیده­اند که به نفع آرژانتین است که دلاری شود حتا اگر تنها برای تثبیت ارز به شدت متغیر خود این کار را بکند.

نرخ دلاری شدن

تصمیم در باره نرخ دلاری شدن (مثلا یک به یک یا دو به یک) یک تصمیم سیاسی است. برای مثال، وزیر یا رئیس جمهوری تصمیمی می­گیرد که می­تواند زندگی بسیاری را به سرعت تغییر دهد. مثلا نرخ دلاری شدن می­تواند اجاره خانه کسانی را که در یک کشور تازه دلاری شده زندگی می­کنند، دوبرابر کند. اگر دلاری شدن به نرخ پایینی انجام شود، خطر تورم وجود دارد چون ارز ضعیف است. آگاهی از نرخ دلاری شدن راه مفیدی برای مطالعه در باره برخی از پیامدهای سیاسی و اجتماعی است.

نزدیکی ارز محلی به دلار تا چه حد است

السالوادُر و تا همین چندی پیش آرژانتین ارزهایشان را به دلار وصل کرده بودند. این کار گذار به دلاری شدن کامل را آسانتر می­کند چون از امکان اغتشاش در باره نرخهای جدید ارز و تشخیص پول تازه کم می­کند. بررسی کنید ببینید هیات ارزی یا نوعی حد نصاب وجود دارد یا نه و این سیستم چه مدت در جریان بوده است.

ذخایر دلاری در بانک مرکزی و نظام مالی خصوصی

وزیر دارایی هندوراس اخیرا اعلام کرد که بانک مرکزی کشور 1 میلیارد دلار ذخیره و در حدود 500 میلیون دلار در حسابهای خصوصی دارد. او گفت، در صورتی که کشور تصمیم به دلاری شدن بگیرد، این سپرده­ها به آسانتر شدن نسبی فرایند کمک می­کنند. تحقیق کنید که بانک مرکزی و بانک­های محلی چه میزان دلار دارند. و مشخص کنید کسانی که در آمریکا زندگی می­کنند چه میزان پول به کشور می­فرستند. این درآمد غالبا با درصد مهمی از تولید ناخالص داخلی برابر است.

برای اطلاعات پس­زمینه­ای دیگر در زمینه شیوه گزارش در باره اقتصاد و تجارت که ابتکار برای گفت­وگو در باره خط مشی­ها منتشر کرده، نگاه کنید به www.journalismtraining.net

منبع: ابتکار برای گفت­وگو در باره خط مشی­ها – صفحات روزنامه­نگاری