چگونه در مقابل مخالفتهای مشتری باید ایستاد و چگونه باید پاسخ داد؟

نوشته
Jun 27, 2008 در خبرنگاری اولیه

نرخ شما بالاست .

تبلیغات ماموثرتر است.

خوانندگان ما اطلاعات گرفته شده را سریعا منتقل میکننند.

ما زود نتیجه میگیریم.

ما برای افراد بیشتری تبلیغ میکنیم. به این خاطر است که شما خرج بیشتری میکنید.

ما تیراژ بیشتری داریم و نرخ ما برای هر هزار نسخه کم تر است .

وضع تجارت خوب نیست.

شاید مسئله خود راه حل باشد. تجارت شما در حال حاضر خوب نیست برای این که شما به اندازه کافی تبلیغ نمیکنید. بگذارید داستان شما را برای عموم ببریم. مشتری های شما باید راجع به شما بدانند. بگذارید یک برنامه تبلیغاتی خوب راه بیاندازیم.

من هیچ نتیجه ای بدست نمیاورم..

یک تجدید نظر درباره کل برنامه تبلیغاتی خود بکنید.

شاید پیام شما غلط است و نه پیام دهنده.

یک برنامه تبلیغاتی جدید ارائه بدهید.

سئوال های زیادی بکنید و موقعیت خود را در مقابل مشتری تغییر دهید.

خود را به مشتری بفروشید. اگر آگهی شما در صفحه 5 کار نکرده آنرا روی صفحه 1 بگذارید.

من احتیاج به دادن آگهی و تبلیغات ندارم.

شما باید برای بهبود تجارت خود تبلیغات بیشتری کنید.

تجارت شما بهتر و بهتر میتواند شود.

نسبت به خود احساس اطمینان کنید.

فعالیت کمتری میبرد که مشتری را بتوان حفظ کرد تا او را بازگرداند.

پیام خود را همیشه در صدر فکر مشتری حفظ کنید.

در هر لحظه به مشتری یاد آوری کنیدکه برایش همه کار میکنید.

نرخ رقبا کمتر است

نرخ ما برای هر هزار نسخه کمتر است.

نرخ ما برای هر نسخه روزنامه کمتر است.

ما معتبر هستیم                                                                                                                

ممکن است نرخ ما گرانتر باشد ولی ما افراد بیشتری را مورد مخاطب قرار می دهیم. ما نشریه مخصوصی هستیم.                           

برای مشتری یک نرخ جدید و کمتر بوجود آورید و یک قرارداد جدید درست کنید.                                                        

شما احتیاج ندارید که به بازار و یا مشتری من دست یابی داشته باشید

مشتری های خود را تعیین کنید یعنی آنهایی را که میخواهید مورد نظر قرار بدهید از جمله روسای کمپانیها، کسانی که تصمیم میگیرند، موسسات آکادمیک ، کشاورزان ، یا کسانی که در کار توریسم هستند و دیگرانی که اهمیت دارند.

به مشتری نشان بدهید که او را با بیددنده در تماس می گذارید.

اول گوش بدهید، و سپس موقعیت خود را در قبال او  استحکام دهید.

من بودجه ای برای خرج  تبلیغاتی ندارم

به مشتریان خود  انواع امور تبلیغاتی را نشان  بدهید. از جمله کارت تجارتی ، کاغذ اسم دارخود، اسم تجارتی خود. و برای او توضیح بدهید که چکونه بودجه تبلیغاتی بخشی از اداره یک مجموعه میباشد.

بعنوان مثال اسم کمپانیهایی که موفق بوده اند و ازآگهی های تبلیغای بهره مند بوده اند را ببرید.

توضیح دهید که چکونه کمپانیها توانسته اند در مقابل رقبا بایستند و پیام خود را به عموم مردم برسانند.