ویرایش مطلب

نوشته
Jun 27, 2008 در خبرنگاری اولیه

در برخی روزنامه­ها به آنها می­گویند کپی ادیتور (ویرایشگر متن) و در برخی دیگر ساب­ادیتور (کمک ویراستار). در موسسات کوچک،  ویراستار اغلب باید همه کار بکند: مطلب تقسیم کند، مطلب را ویرایش کند، عنوانها را بنویسد، عکسها را انتخاب کند و ببرد، شرح عکسها را بنویسد، صفحه­ها را ببندد (و شاید نهار بخورد!).

صرفنظر از این که عنوان چه باشد،  غالبا ویرایش مطلب را خیلی خشک به عنوان تصحیح حروف و املا، کمی برش و نوشتن عنوانها تعریف می­کنند – مسئولیت خیلی مهمی نیست. اما حقیقت این است که این کار غالبا آخرین مرحله دفاع در مقابل بی­دقتی­ها، اغتشاش و دردسر آشکار است. برای آن دسته از شما که این کار را انجام می­دهید، چند نکته است که شاید کمک کند.

خودتان را به عنوان سه شخص متمایز مجسم کنید:

1 – مصرف­کننده

2 – معمار

3 – مکانیک

مصرف­کننده:

تمام مطلب را ابتدا بخوانید، خودتان را جای خواننده متوسط بگذارید. هیچ تغییر اساسی در این مرجله انجام ندهید (گرچه کمتر کسانی می­توانند در برابر ور رفتن مقاومت کنند). پرهیز از وسوسه تکه تکه کردن، تجمل نگاه گسترده­تر را در اختیارتان می­گذارد، چشم­انداز مخاطبان را: آیا این مطلبی است که می­خواهم بخوانم؟ آیا آنقدر جالب است که بخواهم به خواندن ادامه بدهم؟ آیا آنرا می­فهمم؟ آیا به قدری پر از کلمات نامفهوم است که باید ترجمه شود؟ آیا می­دانم چرا مطلب در روزنامه منتشر شده؟

خواننده هوشمند مایل است به او نشان دهند نه این که بگویند. آیا این مطلب این کار را می­کند؟ اگر از هیچ یک از این جنبه­ها راضی نیستید، یکی دو خط یادداشت در بالای صفحه بنویسید.

معمار:

گرچه ممکن است وسوسه بشوید که در اینجا چکش یا تبر تعمیرکار را بردارید، ابتدا در پی عیب­های اساسی طراحی باشید. تصحیح چیزهای کوچک ممکن است وقتتان را تلف کند، چون تمامی مطلب ممکن است نیازمند بازبینی کامل باشد. در اینجا می­خواهید مطمئن بشوید که هیچ سوراخ بزرگی در کار نیست، و تمامی شش پایه مطلب در جای خود قرار دارند: چه کسی، چه چیزی، چه موقع، کجا، چرا و چگونه. اگر این اطلاعات اساسی وجود ندارد، در حاشیه متذکر شوید. حالا باید دقیقتر به ساختار، سازماندهی مطلب نگاه کنید. این کار با یک «بند آغازین» یا «معرفی» شروع می­شود که کل آهنگ و رهیافت باقی مطلب را تعیین می­کند. شاید نویسنده باید «در پشتی» را انتخاب می­کرد –  یعنی غیر صریحتر می­نوشت – چون خبر یا بیات است یا کم. یا شاید باید رهیافت صریحتر و مستقیمتری باشد. برای مثال، شاید یک اطلاع اساسی یا نقل قولی که در صفحه دوم دفن شده باید زودتر در مطلب عنوان شود.

بگذارید یک لحظه صرف تلخیص ساختار اساسی یک مطلب خبری صریح کنیم:

بند آغازین خلاصه

اطلاعات تایید کننده

اطلاعات ثانوی

پس­زمینه

جزئیات اضافی، در صورت لزوم

و جایی در اوایل مطلب، اگر که از ظاهر آن پیدا نیست، باید یک بند حاوی فحوای کلام باشد که به پرسش «خوب، که چه؟» جواب دهد.

یک ضعف دیگر که به عنوان معمار باید مراقب آن بود این است که آیا بند آغازین/معرفی از پشتیبانی شواهد و نقل­قولهای مستحکم برخوردار است یا نه. اغلب اطلاعات موجود در بند اول در انزوا باقی می­ماند و در میان 800 کلمه یا بیشتر به جستجوی پشتیبان می­گردد.

سرانجام از خودتان بپرسید: آیا ساختار متعادل هم هست؟ آیا تمام طرفها نماینده دارند یا مطلب یک جانبه است؟ نیازی به گفتن نیست که شما کنترل کرده­اید که افترایی در کار نباشد.

مکانیک:

جزئیات زیاد و غیرضروری را ببرید (کاغذ روزنامه گران است و وقت خواننده هم همینطور). اگر ربطی به بنیاد مطلب ندارد، حذفش کنید. و مراقب صفت­های نامناسب یا غیرضروری باشید.

اگر اعدادی در مطلب هست، اطمینان حاصل کنید که همه درست باشند. اگر تردیدآمیز هستند، دوباره آنها را با خبرنگار کنترل کنید. اگر در باره نگارش اسامی و نشانی­ها تردید دارید، آنها را هم دوباره کنترل کنید، چون کمتر چیزی به اندازه اشتباه در این گونه جزئیات به اعتبار روزنامه لطمه می­زند.  

اگر برای تصحیح یک مطلب آن را باید ببُرید، حتما کاری کنید که اول کم اهمیت­ترین اطلاعات حذف شود و مطلب کماکان روان باشد. در پایان، مدیر سابق آموزش مرکز بین­المللی روزنامه­نگاران، توفیق میشلاوی، دوست دارد از سرواژه «HELP» برای کمک به شکل دادن به یک مطلب خوب خبری استفاده کند:

انسانی کنید (Humanize)

شور و شوق ایجاد کنید (Energize)

محلی کنید (Localize)

شخصی کنید (Personalize)