تمام کلمات باید به شمارش بیایند

نوشته
Jun 27, 2008 در خبرنگاری اولیه

نوشته استیو باتری

خبرنگاران و ویراستاران در همه جا بر سر طول مطالب درگیر هستند و گلایه می کنند. خبرنگاران خوب همواره بیش از آن اطلاعات جالب و مهم جمع می کنند که بتوانند در مطالبشان استفاده کنند. ویراستاران خوب همواره مطالب، عکسها و نمودارهای زیادتری از فضای روزنامه دارند. امروزه که فضا در روزنامه ها پر ارزش است، باید کاری کنید که تمام کلمات در مطالبتان به شمارش بیاید. هرقدر هم ویراستاران بگذارند شما طولانی بنویسید، باز هم باید توانایی خودتان برای سازماندهی اطلاعات و نوشتن مطالب فشرده که تمام کلماتشان به حساب می آید، پرورش دهید.

برای فشرده نویسی برنامه ریزی کنید

با ویراستار هماهنگی کنید. پیش از شروع به گردآوری اطلاعات، ایده برای مطلب را تا حدودی در جزئیات با ویراستار در میان بگذارید. در این مقطع خیلی زود است که در باره طول دقیق مطلب تصمیم گیری شود، اما باید حتما در باره گستره احتمالی مطلب به توافق برسید. این کار باعث صرفه جویی در وقت برای جمع آوری اطلاعاتی می شود که نیاز ندارید. در حین این که اطلاعات جمع آوری می کنید و مطلب را می نویسید، در مقطعی باید در باره طول مطلب به توافق برسید. اگر این بحث را بیش از اندازه به تعویق بیندازید، ممکن است وقت و تلاش بیشتری را هدر بدهید و دلسردتر بشوید.

خواننده را در نظر بگیرید. یکی از نقیصه های مطالب بلند این است که به جای خوانندگان برای منابع خبری نوشته می شوند. فکر کنید که چرا اطلاعاتی را در مطلب می گنجانید. برای این که با دانشتان منابع را تحت تاثیر قرار بدهید؟ یک منبع خبری را خوشحال نگه دارید؟ یا به خواننده اطلاع برسانید؟ چالش بزرگتر این است که آیا برای خواننده ای با توجه قوی به موضوع می نویسید یا برای خواننده ای با توجه متوسط. بیشتر مطالب را باید در اساس برای خواننده متوسطی بنویسید که مطلب را می خواند.

مطلبتان را مفید فایده کنید. وقتی تصمیم می گیرید کدام اطلاعات مهم است که در مطلب بگنجانید، به اطلاعاتی که برای خواننده قابل استفاده است ارجحیت بدهید. چه چیزی به خواننده کمک خواهد کرد چطور رای بدهد، چه چیزی بخرد، به دیدن نمایشی برود، از کدام مسیر به سر کار برود و غیره؟

پیگیری، ستون کناری و نمودار را در نظر داشته باشید. مجبور نیستید تمام اطلاعات مهمی را که جمع آوری کرده اید در یک مطلب بگنجانید. آیا می توان یک فرایند یا برخی ارقام را در یک نمودار بهتر توضیح داد؟ آیا یک موضوع ثانوی را می توان در یک ستون یا جعبه گنجانید؟ به جای چپاندن تمام موضوع ها در مطلب حاضر، می توان به بعضی از موضوع ها در مطالب پیگیری پرداخت؟

در حالی که گزارش می دهید بنویسید. در حین این که مصاحبه و تحقیق می کنید، نوشتن مطلب را شروع کنید. این کار کمک می کند محور مطلب را زودتر تدقیق کنید و مطلبی با محور دقیق یک مطلب فشرده است. نوشتن در حین گزارش دهی به شما کمک خواهد کرد کمبودهای مطلب را تشخیص دهید و رفع کنید. و نیز کمک خواهد کرد از گزارش دهی اضافی (که به نوشتن اضافی می انجامد) پرهیز کنید.

شتاب مطلب را تعیین کنید

بند آغازین شتاب مطلب را تعیین می کند. یک بند آغازین کوتاه و نسیم گونه با وعده مطلبی با شتاب سریع و هیجان انگیز خواننده را فرا می خواند. یک بند آغازین سنگین و کسل کننده، خواننده ترغیب می کند به سراغ مطلب بعدی برود و در این صورت مهم نیست بقیه مطلب چقدر است یا خوب باشد.

خواننده را وسوسه کنید. بند آغازین را به عنوان چمدانی در نظر نگیرید که هر قدر می توانید در آن بچپانید. آن را بیشتر به عنوان یک «جی استرینگ،» کوتاه و وسوسه کننده در نظر بگیرید. اگر بند آغازین جوهر مطلب را در چند کلمه بیان کند، خواننده به خواندن ادامه خواهد داد تا مطلع شود. شما تمام آن اطلاعات را در بند آغازین لازم ندارید. یک بند آغازین بلند نشانگر عدم اعتماد به نقس است، گویی باور ندارید که خواننده تمام مطلب را خواهد خواند و باید هر چقدر می توانید و با تمام سرعت برایش بگویید.

بند آغازین طولانی را مورد تردید قرار بدهید. همه ما بندهای آغازین عالی و طولانی خوانده ایم، سی کلمه، شاید حتا 40 کلمه. اما این گونه بندها نادر هستند. بیشتر بندهای آغازین بلند زیادی سنگین و کند هستند. بلندی بند آغازین را کنترل کنید و حتا گاهی کلمات را بشمارید. اگر بیش از 20 کلمه است، هر بخش از آن بند را مورد تردید قرار بدهید و بپرسد آیا باید حتما در اولین بند مطلب باشد.

از نقطه گذاری بپرهیزید. بسیاری از بندهای آغازین عالی فقط یک نوع نقطه گذاری دارند، یک نقطه. ویرگولها یا خط تیره را به عنوان پرچم قرمز در نظر بگیرید. ببینید می توانید جمله ای روانتر با فقط یک ویرگول یا بدون ویرگول بنویسید یا نه. اگر نقطه گذاری در بند آغازین زیاد باشد، آنرا بلند بخوانید تا بشنوید که دست انداز دارد یا روان  است.

انتساب را به حداقل برسانید. انتساب بند آغازین را بلندتر و تضعیف می کند. می توانید چیزی را به عنوان واقعیت بیان کنید به جای این که با انتساب محصورش کنید؟

از اعداد کم کنید. اگر اصلا عددی در بند آغازین به کار برده اید، تاثیر آن باید قوی و معنا و ارتباط آن باید بلافاصله برای خواننده متوسط آشکار باشد. اگر خواننده باید از خواندن دست بکشد و به آن اعداد فکر کند، آنها به درد بند آغازین نمی خورند. (ممکن است اصلا به درد داخل مطلب هم نخورند و باید در یک نمودار استفاده شوند). به ندرت می توان استفاده از بیش از دو عدد را در بند آغازین توجیه کرد.

بپرسید مطلب در باره چیست. یک مطلب فشرده فقط یک مطلب کوتاه نیست. یک مطلب فشرده به هر طولی مطلبی است واضح با محور صریح. در حین گردآوری اطلاعات و نگارش، مرتب از خودتان بپرسید چرا خواننده ای باید بخواهد آن را بخواند. بروس دِ سیلوا از آسوشیتد پرس می گوید زمانی که می خواهید محور مطلب را پیدا کنید، این سوالها را بپرسید: چرا این مطلب برایت مهم است؟ چرا در وحله اول می خواستی این مطلب را بنویسی؟ چه چیزی از نظر احساسی بر تو اثر می گذارد؟ چه کسی سود می برد/زیان می بیند؛ پول به دست می آورد/پول از دست می دهد؟ یافته های شما چگونه بر خوانندگان تاثیر می گذارد؟ چه چیزی تازه است؟

 یک عنوان بنویسید. نوشتن یک عنوان برای مطلبتان ممکن است کمک کند محور آنرا پیدا کنید. یا یک لوگو، اگر یک رشته مطلب است. یا یک خط در باره برنامه. هر کدام از این ابزارها را که به کار می برید، باید یک عنوان خوب بنویسید. همانطور که دِ سیلوا می گوید، «اینجا زباله دانی برای آزمایش فکر کردن نیست.»

مطلب را در سه کلمه بیان کنید. بیل لونینگ از کانزاس سیتی استار توصیه می کند محور مطلبتان را با کاهش آن به یک جمله سه کلمه ای تشخیص بدهید: یک اسم، یک فعل معلوم و یک مفعول. «این کلمات معمولا به صورت موضوع ظاهر می شوند نه به صورت محور مطلب، اما آنها می توانند به گزاره موضوع منجر شوند. اگر مطلب یک روایت باشد، شاید بتوانید از آنها برای طرح پیچیدگی، گسترش و پایان مطلب استفاده کنید. بنابراین مطلبی در باره فلوت نواز هملین به این شکل خلاصه می شود: موشها شهر را اشغال کردند. شهر موش گیر استخدام کرد. موش گیر موشها را کشت. شهر سر موش گیر کلاه گذاشت. موش گیر کودکان را دزدید. نتیجه اخلاقی: به وعده خودتان پایبند باشید. در غیر این صورت... فلوت نوازها انتقام می گیرند.»

مطلبتان را برای کسی تعریف کنید. بخصوص اگر برای یافتن محور تقلا می کنید، شاید مفید باشد برای کسی در باره مطلب حرف بزنید. گفت و گو برای بعضی ها ایجاز و تمرکز را به همراه می آورد. دِ سیلوا آزمون ایستگاه اتوبوس را پیشنهاد می کند: «فرض کنید در یک ایستگاه اتوبوس هستید و کسی از پنجره به بیرون خم می شود و فریاد می زند، مطلبی که می نویسی در باره چیست؟  اتوبوس موتورش را روشن می کند و به طرف وسط خیابان می رود. شما در جواب چه فریاد خواهید کرد؟»

غافلگیری پیدا کنید. آیا در حین تحقیق برای این مطلب کسی شما را غافلگیر کرد؟ شاید همان غافلگیری باید محور شما باشد.

احساسات را تشخیص بدهید. لونینگ از نویسندگان می پرسد، «احساسات در کجا کمین کرده اند؟ مرکز احساسات که آنها کشف کرده اند، به قول دوست من، در کجاست؟»

عناصر داستان را به کار بگیرید. شما می توانید محور را با تشخیص مهمترین عناصر داستان پیدا کنید. آیا این مطلبی مبتنی بر طرح آن است یا این که شخصیت مهمترین عنصر به شمار می رود؟ یا فضا؟ یا درگیری؟

اطلاعات را سازماندهی کنید. مهمترین نکات مطلبتان و اطلاعات تایید کننده آن نکات را تشخیص بدهید. اینها باید هسته اصلی مطلب و در بسیاری موارد تمام مطلب را تشکیل دهند. اگر بیش از سه یا چهار نکته دارید، احتمالا زیادی است. یک طرح می تواند به سازماندهی کمک کند.

بدون یادداشت هایتان بنویسید. اگر تحقیقتان را درست انجام داده باشید، و اگر در باره مطلب فکر کرده اید، بیشتر مطلب را در ذهنتان دارید. می دانید که مهمترین نکات کدامها هستند. تضادهای ناراحت کننده، نقل قولهای خوب، شواهد محکم را به یاد دارید. بنابراین مطلب را روایت کنید، بدون این که انبوه دفتر یادداشت ها و فکس ها و فتوکپی ها حواستان را پرت کند. گاهی فرایند گشتن در دفتر یادداشت ها و یافتن چیزی که دنبالش نمی گشتید حواس را از موضوع اصلی پرت می کند. البته وقتی کار تمام شد، باید برای اطمینان از دقت به یادداشتها و سایر منابع مراجعه کنید. وقتی به یادداشت ها نگاه می کنید، ممکن است ببینید چیز مهمی را جا انداخته اید. اما اگر آنرا فراموش کرده اید، از خودتان بپرسید آیا واقعا مهم است.

پایان را مد نظر داشته باشید. تصمیم بگیرید مطلب را در کجا می خواهید به پایان ببرید. در حین نوشتن، پایان را در نظر داشته باشید و اطلاعات و حکایت هایی را که از مستقیم ترین راه شما را به آنجا هدایت می کنند به کار ببرید.

بیراهه ها را تشخیص بدهید و از آنها پرهیز کنید. بیراهه ها مشکلی رایج در مطالب بلند هستند. شما وقت زیاده از حدی را برای رسیدگی به یک توصیه یا جواب دادن به یک سوال صرف خواهید کرد. به عنوان خبرنگار ممکن است ناچار از دنبال کردن این بیراهه ها باشید. اما به عنوان نویسنده، نباید خواننده را در بیراهه بکشانید. مطلبتان را به مستقیمترین، سرراست ترین راه ممکن بین شروع و پایان تبدیل کنید. هیچ پیچی را که بخشی از مسیر اصلی نیست در آن نگنجانید. فقط دفتر یادداشتتان را تخلیه نکنید. صرفا به خاطر این که اطلاعاتی را جمع آوری کرده اید به این معنا نیست که باید آن را با خوانندگان در میان بگذارید. اطلاعاتی را به کار بگیرید که به بیان کردن مطلب کمک می کنند و فقط آنها را. شاید برای پیدا کردن اطلاعی خودتان را به آب و آتش زده اید و بعد معلوم شده که اطلاع مهمی نیست. بد شانسی است. کنارش بگذارید. شاید این اطلاع مهم باشد، اما تلاشتان این تصور را به شما داده که خواننده باید بفهمد شما چگونه آنرا پیدا کرده اید. احتمالا اینطور نیست. لطفا فقط اطلاعات را بدهید. گاهی به حکایت بامزه یا جالبی برمی خورید که واقعا به مطلب ربطی پیدا نمی کند، اما عاشقش می شوید. شاید به درد یک ستون کناری بخورد. یا شاید باید خودتان را با بیان آن برای یکی از ویراستاران یا همکاران راضی کنید. اگر یک بیراهه است، از مطلب دور نگهش دارید.

پرتوقع باشید. تنها بهترین اطلاعات، بهتری تصویرها، بهترین مثالها، بهترین نقل قولها را به کار ببرید. هر قدر از محتوای مطلبتان توقع بیشتری داشته باشید، مطلبتان فشرده تر و محور مطلب قویتر خواهد بود. برخی از خبرنگاران مطالب بلند را به عنوان تنها مطالب خوب می دانند. بی تردید، یک مطلب بلند فشرده عمق و محتوای بیشتری از یک مطلب کوتاه فشرده دارد. اما اگر با بالابردن استانداردهایتان و به کار گیری بهترین ها، نگارش واضح و مهمترین و جالبترین اطلاعات مطلب را فشرده کنید، مطالب برجسته ای به طول معمولی خواهید نوشت.

برای بازنویسی وقت بگذارید

بیشتر کارهای عالی در فشرده و تقویت کردن مطالب در بازنویسی انجام می شود. بیشتر توصیه های زیر روشهای بازنویسی هستند که می توانند تقریبا هر مطلبی را تقویت کنند:

بلند بخوانید. بلند خواندن مطلب به شما در تشخیص عبارتهای عجیب، جملات آشکار قابل حذف یا فشرده کردن کمک خواهد کرد. بلند خواندن به تشخیص جملات بلند هم کمک می کند.

هر جمله ای را کنترل کنید. وقتی فکر می کنید کار تمام شده، جمله به جمله کنترل کنید. ببینید در هر جمله، می توان کلمه یا عبارتی را بدون لطمه زدن به معنا حذف کرد.

صاف کردن سطرها. اگر فکر می کنید مطلبی قوی نوشته اید و ویراستار می گوید چند اینچ را حذف کنید، دو طرف متن را برای صفحه بندی صاف و یک دست کنید. بعد به دنبال بندهایی بگردید که فقط یک یا دو کلمه در سطر آخر دارند. ببینید می توانید یکی دو کلمه از آن بندها کوتاه کنید. اگر بتوانید این کار را بدون لطمه زدن به آن بندها بکنید، این کار را مرتب انجام بدهید، با یا بدون این که متن را برای صفحه بندی صاف کنید.

از there is استفاده نکنید. تقریبا هر جمله ای که از there با شکلی از فعل بودن استفاده می کند، در صورتی که بدون آن نوشته شود قوی تر (و اغلب کوتاهتر) می شود. این کاربرد ضعیفترین فعل در زبان ما را با یکی از مبهمترین کلمات ترکیب می کند و جمله ای ضعیف و مبهم بدون فاعل ایجاد می کند. از تمام شکل های there is, there’s,  there are, there was, there were, there will be, there could have been، پرهیز کنید. اگر در این مورد مستعد هستید، پس از پایان کار، جستجوی سریعی برای کلمه there انجام بدهید و هر جمله مربوطه را تصحیح کنید.

کاربرد it is را به حداقل برسانید. باز هم یک فعل ضعیف را با یک کلمه مبهم ترکیب کرده اید، بخصوص اگر مرجعی نداشته باشد. مثال: سخت است، آسان است، مهم است. بگویید چه چیزی آسان است، سخت است یا مهم است.

کاربرد فعل بودن را مورد پرسش قرار بدهید. هست، هستند، هستم، بود، بودند، بوده و بودن فعل های ضعیف هستند. گاهی اینها دقیقترین فعل ها هستند. نمی توانید و نباید تمام شکل های این فعل ها را حذف کنید. اما همیشه باید آنها را مورد پرسش قرار دهید. ببینید آیا می توانید فعل قویتری به کار ببرید. ممکن است این کار در کاربرد کلمات صرفه جویی نباشد، اما کلمات مورد کاربرد را تقویت خواهد کرد.

کاربرد تمام فعلهای ضعیف را مورد پرسش قرار دهید. زمانی که فعل های ضعیفی مثل کردن (do)، گرفتن (get) و داشتن (have) پیدا می کنید، ببینید می توان به جای آنها فعل های قویتر به کار برد یا نه. این کار به معنای به کارگیری فعلهای طولانیتر مترادف نیست، مثلا کسب کردن (obtain) به جای گرفتن یا مالک شدن (possess) به جای داشتن. ببینید آیا می توان معنای جمله را به فعل قویتری منتقل کرد یا نه. باز هم در کاربرد کلمات صرفه جویی نخواهد شد، اما کلمات مورد کاربرد را تقویت و مطلب را فشرده تر می کنید.

از فعل های معلوم استفاده کنید. فعل های معلوم نه تنها جملات را تقویت بلکه آنها را کوتاهتر می کنند. فعل مجهول معمولا تعداد بیشتری کلمه لازم دارند. فعل جمله باید عمل را انجام دهد. گاهی (بخصوص اگر کلمه توسط را در جمله می بینید) می توانید جمله را بچرخانید: محکومیت توسط دادگاه تجدید نطر لغو شد، می شود: دادگاه تجدید نظر محکومیت را لغو کرد. در مواقع دیگر، فاعل درست را دارید ولی باید فعل معلوم انتخاب کنید: مایک فهی روز سه شنبه پیروز رقابت انتخاب شهردار اعلام شد، می شود: مایک فهی روز سه شنبه در رقابت برای انتخاب شهردار برنده شد.

به جای عبارتها کلمه بگذارید. به عبارتهای مطلبتان نگاه کنید و سعی کنید عبارتهایی را پیدا کنید که می توان به یک کلمه تقلیل داد: تقریبا هرگز، می شود: به ندرت.

کلمات نادقیق را حذف کنید. خیلی به ندرت جمله ای پیدا می کنید که کلمه خیلی آنرا تقویت کنید. برای مثال، کلمه خیلی در جمله قبلی چیزی به آن اضافه نمی کند. در جستجوی کلمات نادقیق دیگر، مثل بسیار و متعدد، باشید که می توانید حذف یا جایگزین کنید.

به کارگیری قید را محدود کنید. به جای استفاده از فعل با یک قید، ببینید می توان از فعل دقیقتری استفاده کرد که نیاز به تعریف نداشته باشد: شتافتن به جای سریع دویدن.

از نسبت دادن کم کنید. اگر می دانید چیزی حقیقت دارد، نیازی ندارید آن را به کسی نسبت بدهید. گاهی می توانید انتساب را با ستاره های سر سطر فشرده تر کنید. اگر متن پیش از یک نقل قول، به ویژه یک نقل قول قبلی، گوینده را مشخص می کند، احتمالا می توانید او گفت را حذف کنید.

از کلمات باد کرده استفاده نکنید. به جای استفاده کردن ننویسید بهره برداری کردن، وقتی حرف اضافه تری نمی زند. به جای در حدود ننویسید قریب به، وقتی معنی بیشتری ندارد. به جای خریدن ننویسید خریداری کردن.

نقل قول ها را با بیان خودتان بنویسید.  بسیاری از منابع به زبان تخصصی یا پیچیده حرف می زنند که خبرنگاران نباید نقل کنند. از نقل قولها توقع بیشتری داشته باشید. اگر نظریه یا احساسی قوی را منتقل نمی کنند، احتمالا می توانید خودتان همان معنا را بهتر (و فشرده تر) از گوینده بیان کنید. اگر گوینده از زبان تخصصی استفاده می کند که شما در نگارشتان یا خوانندگان در گفتارشان به کار نمی برید، آن را با بیان خودتان بنویسید.

عبارتها را فشرده کنید. وقتی جمله ای پیدا می کنید که چند گروه قیدی یا عبارتهای چند بخشی را در بر دارد، فشرده تر کردن آن را مد نظر قرار بدهید. سعی کنید عبارتها را ترکیب یا حذف کنید. عبارتی را که یک اسم را تعریف می کند، باید با یک صفت جایگزین کرد. شاید باید آنرا به دو یا سه جمله بشکنید.

بگویید چه چیزی است نه این که چه چیزی نیست. همیشه نمی توانید این کار را بکنید. گاهی باید بگویید چه چیزی نیست. اما اغلب می توانید جملات را با بیان این که چه چیزی است کوتاهتر و تقویت کنید.

بدون و و اما. گاهی نویسندگان و یا اما را بی جهت به عنوان گذار برای شروع جمله به کار می برند. اگر جمله ای با جمله قبل تقابل ندارد، اما نه تنها نامناسب بلکه نالازم است. و نیز غالبا نالازم به کار می رود. همین واقعیت که ادامه می دهید به خواننده می گوید که حرف بیشتری برای گفتن دارید. سایر کلماتی که زیادی به کار می روند و می توانید حذف کنید شامل موارد زیر هستند: آن، یک،حرف تعریف the. این کلمات را غالبا نیاز دارید، اما گاهی زائد هستند، مثلا the و that در جمله پیش.

کلمات زائد را پیدا کنید. کاربرد سابقا با فعل گذشته لازم نیست. کاربرد در حال حاضر یا حالا با فعل حاضر ضروری نیست.

اطلاعات زائد را پیدا کنید. مراقب نقل قولها یا مثالهایی باشید که یک نکته را دوبار مطرح می کنند.

ساختارهای زائد را پیدا کنید. آیا با گفتن آنچه که در نقل قول آمده به خواننده، نقل قول ها را زائد می کنید؟ این گونه موارد برای فشرده کردن مناسب هستند.

مجبور نیستید از همه نقل قول کنید. آیا نقل قولهای شما به بیان نکته ای کمک می کنند؟ آیا مطلب را به پیش می برند؟ اگر از کسی نقل قول کرده اید فقط به خاطر این که با او صحبت کرده اید، آن نقل قول را حذف کنید.

مطلب در باره چیست؟ وقتی نوشتن پیش نویس را تمام کردید، از خودتان بپرسید مطلب در باره چیست. گاهی درک شما از مطلب در حین نوشتن بهتر خواهد شد یا تغییر خواهد کرد. در این صورت بپرسید آیا پاراگراف آغازین شما بازتاب درک کنونی شما از موضوع مطلب است یا خیر. بعد بپرسید آیا بدنه مطلب بازتاب درک کنونی شما از موضوع آن است یا خیر. اگر نیست، باید تصمیم بگیرید که آیا (1) شما محور درکتان از مطلب را از دست داده اید، که در این صورت باید متن مطلب را دوباره بنویسید تا محوری را که در پاراگراف آغازین تثبیت کردید حفظ کنید؛ یا این که (2) با نگارش مطلب درک بهتری از آن کسب کرده اید، که در این صورت باید پاراگراف آغازین را بازنویسی کنید تا درک تازه شما از مطلب را بازتاب دهد.

منابع برای کمک به نوشتن فشرده تر:

American Copy Editors Society: http://www.copydesk.org/words/  
Laurie Hertzel's "Writing tighter while writing well": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/Write/tight2.asp  
Jack Hart's "Last-minute strategies for improving your copy": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/Write/last.asp  
Kevin McGrath's "Writing is rewriting": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/Write/rewrit.asp  
John Hatcher's "The greatest writing tips the world has ever seen": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/WriteARC/23tips.asp  
Joe Grimm's "Journalists need to recalibrate their jargon detectors": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/WriteARC/jargon.asp  
Joe Grimm's "There is no ease in journalese": http://www.notrain-nogain.com/Train/Res/WriteARC/nalese.asp  
Matt Helms' "Questions focus stories": http://www.freep.com/jobspage/academy/NWWhelms.htm John Christie's "Writer, edit thyself": http://www.freep.com/jobspage/academy/selfedit.htm  
Chip Scanlan's "Writing short, writing well in a 50-inch web world" http://poynter.org/content/content_view.asp?id=4454  
Roy Peter Clark's "Write Good and Short": http://www.poynter.org/content/content_view.asp?id=4907  
Chip Scanlan's "Surgery Without Pain: A Tale of Revision": http://poynter.org/column.asp?id=52&aid=11693  
Roy Peter Clark's "Thirty Tools for Writers": http://poynter.org/content/content_view.asp?id=707  
Chip Scanlan's "The Power of Brevity": http://poynter.org/column.asp?id=52&aid=32066 

منبع:

Steve Buttry, (+1 402) 444-1345, www.notrain-nogain.com; www.poynter.org/profile/profile.asp?user=1795