فناوری و روزنامه نگاری؛ چرا روزنامه نگار شدید؟

نوشتهAmy Webb
Apr 13, 2009 در خبرنگاری اولیه

ستون این هفته نسبت به مطالب پیشین قدری کمتر فنی است ولی با توجه به تحولات رسانه های جهان فکر کردم وقتش رسیده که فرصتی بدهم تا خود را ارزیابی کنید. هدف این است که به شما کمک کنم تا درک بهتری داشته باشید از این که چرا خبرنگارید، علایق شما چیست و چگونه روی نقاط قوت خود کار کنید.

اگر شغلتان به خاطر مشکلات مالی رسانه ها به خطر افتاده است، این ارزیابی به شما کمک می کند تا ببینید چه گامی باید بردارید. اگر در سازمانهای آموزشی کار می کنید، می توانید این ارزیابی را با نیازهای خبرنگارانی که با آنها کار می کنید، تطبیق دهید تا نیازهای فردی و چالشهای آنها را بهتر درک کنید.

بخش اول: علایق شما چیست؟

چند تا مجله و روزنامه را که در خانه یا دفتر کار دارید، بردارید. اگر با کاغذ سر و کار ندارید، ببینید چه برنامه هایی گوش می دهید یا تماشا می کنید. از طریق کامپیوتر به وب سایت آن شبکه ها بروید. اگر اکثر اطلاعات خود را از طریق اینترنت می گیرید، ده تا از وب سایتهای محبوب خود را انتخاب کنید.

حالا با دقت روزنامه ها و سایتهایی را که انتخاب کردید، مرور کنید. اخباری را که بیشتر از همه دوست دارید، ببرید یا پرینت بگیرید. شاید معیار انتخابتان فرم آن اخبار باشد. شاید یک گزارش خبری را می پسندید، یا یک کار گرافیکی یا اصلا خود سوژه. یک ساعت وقت بگذارید و ببینید چه را می پسندید. وقتی کارتان تمام شد، بریده جراید خود را روی میز یا حتی زمین پهن کنید.

بعد به این پرسشها پاسخ دهید:

1-آیا می توانید اخباری را که ترجیح می دهید، به آسانی دسته بندی کنید؟ آیا همه مربوط به سیاست است؟ آیا همه یک اندازه کلمه دارند؟ آیا همه به کمک نرم افزار فلش ساخته شده اند؟ فهرستی از شباهتها تهیه کنید.

2-چه چیز این بریده ها را بیشتر می پسندید؟ آیا همه به یک سبک نگاشته یا پخش شده اند؟ شاید بخاطر رنگ بندی صفحه خبر بوده؟ فهرستی از این دلایل بنویسید.

3-در روز چند بار به موارد این فهرست فکر می کنید؟ مثلا اگر گفته اید که اخبار ارایه شده با فلش را دوست دارید، در روز چند بار دنبال محتوایی می گردید که به کمک این نرم افزار تولید شده است؟ آیا علاقه مند شده اید که خودتان کار با فلش را یاد بگیرید؟ آیا به سایتهای آموزش اینترنت سر زده اید یا کتابهای آموزشی خریده اید؟

بخش دوم: چقدر بر اساس علایق خود کار می کنید؟ آیا در حال حاضر اخبار را بنا به علایقی که ذکر کرده اید، می نویسید و تولید می کنید؟

1-اگر چنین است، توضیح دهید چطور این کار را می کنید و عینی گرا می مانید. آیا فرد ثالثی نظر شما را تایید می کند؟

2-آیا می توانید علایق خود را در کاری که می کنید یا می خواهید انجام دهید، دخیل کنید؟ مثلا اگر واقعا از یک تیم ورزشی خاص خوشتان می آید، آیا در کار کنونی خود می توانید به نحوی اخبار آن را پوشش دهید؟ اگر نمی توانید، چه چیزی مانع کارتان می شود؟

بخش سوم: مهارتهای شما چیست؟

1-برنامه روزانه خود را روی کاغذ بنویسید. عین حقیقت را بنویسید و دقیق. (مثلا 8 تا 9 صبح، جواب دادن به تماسهای تلفنی و ایمیل)

2-فهرستی از مهارتهایی را که در جدول بالا نوشته اید، شناسایی کنید. چه نرم افزاری می شناسید؟ از کدام شبکه های اجتماعی استفاده می کنید؟ کدامیک از مهارتهای ارتباطی را دارید؟

3-آیا تا به حال این مهارتها را به دیگران آموزش داده اید؟ آیا می توانید مهارت خود را به دیگران آموزش دهید؟

بخش چهارم: ترکیب کنید!

حالا تمام علایق خود را به تفصیل بنویسید و ببنید چه مهارتهایی ممکن است برای آنها بکار گیرید. مثلا شما شاید به اسناد عمومی و اطلاعاتی که می توان از آنها استخراج کرد، علاقه داشته باشید. چطور می توانید به آن اسناد دسترسی داشته باشید؟ آیا در اینترنت بانک اطلاعاتی برای آن هست؟ برای ایجاد یک بانک اطلاعاتی، به چه مهارتهایی نیاز دارید؟ یا ممکن است به اخبار دنیای مد لباس علاقه داشته باشید یا شاید مهارتهای خیلی خوبی در زمینه ضبط صدا داشته باشید. آیا می توانید صدا و چند عکس و گزارش را ترکیب کنید و هر هفته یک برنامه اینترنتی درباره مد تهیه کنید؟

بخش پنجم: نقشه کار

حالا بیایید ببینیم بهترین راه کار چیست:

1-چه کسانی را می شناسید؟ چه کسانی در زمینه های مورد علاقه شما کار می کنند؟ چه کسی مهارتهایی را که فکر می کنید ندارید، دارد؟ آیا وب سایت یا محصولی مشابه به آنچه علاقه دارید، وجود دارد؟ فهرستی از حداقل پنج نفر و اطلاعات تماس آنها را تهیه کنید. بعد تاریخ معینی را که با آنها تماس خواهید گرفت، انتخاب کنید. لازم است که به آنها ایمیل یا تلفن بزنید.

2-برای آن که بخواهید شغل تازه ای داشته باشید یا پروژه تازه ای انجام دهید به چه نیاز دارید؟ چه چیز مانع کار شما می شود؟ فهرست موانع را بنویسید. نگاهی عینی بیاندازید و ببینید آیا آنها واقعا مانع است یا صرفا بهانه؟