اخراج یک خبرنگار از سی ان ان: تضادمنافع ومعیارهای اخلاقی

paromemarian
11 juil 2010 dans گوناگون

هفته گذشته شبکه تلویزیونی سی ان ان آمریکا یکی از سردبیران بخش خاورمیانه خود را که به مدت بیست سال در این شبکه مشغول به فعالیت بود از کار برکنارکرد. این برکناری پس از ان صورت گرفت که اوکتاویانصر، لبنانی الاصل، در صفحه تویترخود نسبت به فوت سیدمحمدحسین فضل الله احساس همدردی کرد. او در پیامکی نوشت: « شنیدن درگذشت سیدمحمدحسین فضل الله غم انگیز است... او یکی از افراد بزرگ درحزب الله بودکه من احترام زیادی برای او قائل هستم.»

نوشتن چنین عبارتی روی صفحه توییتر و البته اخراج خانم اکتاویانصرواکنش زیادی درمیان محافل سیاسی و مطبوعاتی به همراه داشت. آیا سی ان ان تحت تاثیر محافل سیاسی مخالف حزب الله لبنان تن به اخراج یکی از باسابقه ترین اعضای تیم خبری بخش خاورمیانه خود داده بود؟ یا آنکه وی به عنوان یکی از سردبیران بخش خبری به خاطر شکستن یکی از اولین اصول خبرنگاری بی طرفانه چنین هزینه ای متحمل شد؟

درموردگزینه اول می تواندساعت ها سخن گفت. دراین خصوص که آیا این شبکه خبری می توانست جریمه کمتری از اخراج درنظر بگیرد و با توجه به عذرخواهی وی درهمان صفحه توییتر و اظهار اینکه « اظهار تاسف برای مرگ فضل الله» برای اینکه توضیحی درخصوص زمینه وسابقه چنین تاسفی بیان نکرده بود، اجازه بدهد به کار ادامه بدهد نیز از موضوع این مقاله خارج است. ( او گفته بود که به خاطر مواضع فضل الله درموردزنان چنین مطلبی را در موردش نوشته بود). نکته ای که موضوع این مقاله است ملاحظات اخلاقی مربوط به جانبداری یا ابرازاحساسات درمورد منابع خبری حوزه ای که پوشش می دهند از سوی افرادی است که مستقیما در کار تولید-گزارش و پردازش و انتقال خبر هستند.

واکنش شبکه سی ان ان درواقع یکی از مبتندی ترین مباحث اخلاق حرفه ای در مدارس روزنامه نگاری است. در واقع خبرنگار یا سردبیری که به گزارش وقایع می پردازد نباید نسبت به منابع حوزه کاری خود دارای موضع گیری سیاسی، اخلاقی و عاطفی باشد. اگر چه اشخاص به دلایل مختلف می توانند نظر شخصی درمورد یک موضوع داشته باشند ولی مادامیکه در حوزه خبر هستند - به خصوص دررسانه هایی که ادعای گزارشگری بی طرفانه دارند- نمی توانند موضع گیری داشته باشند.

سوال اصل حرفه ایی که در پی چنین اظهارنظری پیش می آید این است که وقتی فردی که مسوول گزارشگری چنین حوزه ای جنجال برانگیزی است چگونه می تواند در انتقال خبری دراین رابطه بی طرف باشد درحالی که ارادت عاطفی نسبت به یکی از طرفین ماجرا دارد؟

به خاطر دارم در زمان پیکارهای مقدماتی ونهایی ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در مدرسه روزنامه نگاری که مشغول تحصیل بودم همواره سوالاتی از این دست مطرح بود که آیا خبرنگار می تواند به یکی از کمپین های انتخاباتی دموکرات یا جمهوری خواه کمک مالی کند؟ آیا خبرنگار می تواند روی ماشینش عکس یکی از کاندیداهای انتخاباتی را بزند؟ یا درروی شیشه منزل یا اتوموبیل شخصی اش پوسترو یا آرم یکی از کاندیداها را نصب کند؟‌ آیا خبرنگار می تواند درمراسم جلسات انتخاباتی کاندیداهای گروه های مختلف- نه برای گزارشگری بلکه برای طرفداری وشعاردادن وحمایت- شرکت کند؟ یا نه؟‌جواب در همه این موارد « نه» بود.

نکته جالب آنکه درآمریکا بنابرسنتی دیرینه روزنامه ها می تواننداز یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری حمایت کنند. کما اینکه روزنامه نیویورک تایمز درجریان انتخابات با انتشارمطلبی در بخش سرمقاله به صورت رسمی نوشت که از جان مک کین کاندیدای جمهوری خواه ریاست جمهوری حمایت می کند. به همین ترتیب روزنامه وال استریت ژورنال. درحالی که روزنامه سان فرانسیسکو کرانیکل ویا شیکاگوتریبیون از کاندیداتوری باراک اوباما حمایت کردند. روزنامه های یاد شده در این سرمقاله ها نوشتند که به چه دلایلی از شعارهاوبرنامه های کاندیداهای یادشده حمایت می کنندوچرا گمان می کنند که ارزش هایی که آنها تبلیغ می کنند دراین مقطع خاص از تاریخ کشورآنها را برای ریاست جمهوری به بهترین گزینه تبدیل می کند.

اما همزمان بخش خبری به صورت مستقل از بخش سردبیری (Editorial) وظیفه خبررسانی به صورت بی طرفانه را دنبال می کرد. در واقع بخش خبری برای اینکه بی طرف بماند واعتماد مردم را نسبت به گزارشگری خود حذف کند نمی تواند گزینشی عمل کند و به یک طرف ماجرا گرایش نشان دهد. به همین جهت همین روزنامه نیویورک تایمز بود که یکی از مخرب ترین گزارش ها را پس از دریافت اطلاعاتی در زمینه روابط جان مک کین با یک خانم لابی گر منتشر کرد. درواقع وقتی گزارشی مبتنی براطلاعات و وداده های واقعی و نقل قول های معتبر نوشته می شود صرف نظر از اینکه موضع بخش سردبیری چیست می تواند راه خود را به صفحه یک روزنامه باز کند.

(درنوشتن این مطلب مثال ها فقط برای شرح بهترموضوع است وگرنه درعمل ممکن است این اصول نقض شود و یا اینکه نتوان همه موارد اخلاقی گزارشگری یاد شده را درعمل به کاربست.)

درواقع وقتی خبرنگاری حوزه ایی را پوشش می دهد نمی تواند نسبت به طرفین دعوا درآن حوزه موضع گیری داشته باشد. (در اینجا منظورم تنها خبرنگاران است. یادداشت نویسان وضعیت متفاوتی دارند.) اگر همین خانم اکتاویا نصر برای مثال در تجمعی در خصوص مبارزه با ایدز یا مبارزه یا مبارزه خشونت خانگی شرکت می کرد، از آن رو که چنین فعالیتی هیچ تعارض منافعی با حوزه کاری حرفه ای داشت ایجادسوال نمی کرد. کما اینکه خبرنگاران حرفه ای همواره در بسیاری از مناسبت هایی از این دست - که ربطی به حوزه کاری شان ندارد- شرکت می کنند.

این البته روایت رسانه های بی طرف است. رسانه هایی که بخش خبرشان خود به جهت گیری و موضع گیری می پردازد و کاملا جانبدارانه به طرفین یک دعوا نگاه می کنند - فرقی نمی کند خبرسیاسی باشد یا فرهنگی و اجتماعی و غیره- از موضوع این بحث خارج هستند. برای مثال رسانه های حزبی و یا هوادار احزاب یا حتی هوادار جریان های مشخص اجتماعی سیاسی. اگر چه حتی این شبکه ها نیز تلاش می کنند که بخش خبری خود را تا آنجا که توانشان اجازه می دهد به نوعی بی طرف نگهدارند و جهت گیری های خود را به میزگردها، برنامه های گفت وگو ومصاحبه و مواردی از این دست مطرح سازند.

دراین مختصرفرض را بر این گرفتم که متغیرهایی مانند حامیان مالی، سیاستگذاری رسانه ای و مواردی از این دست تاثیری در جهت گیری بخش خبری روزنامه ها ونشریات ندارند. عوامل متعددی می توانند روی بخش خبری تاثیر گذار باشند. خیلی از مواقع موضع گیری شخصی افراد - حتی با اینکه احساس همدردی و یا طرفداری نسبت به طرفین دعوا به صورت آشکار بیان نمی شود- خود را در انتخاب افرادی که در یک گزارش مورد مصاحبه قرار می گیرند نشان می دهد. یا در انتخاب زاویه ای که یک خبر برجسته می شود. به همین جهت است که وقتی یک رویدادی در فلسطین و یا عراق رخ می دهد خبرگزاری الجزیره و بی بی سی و یا سی ان ان ممکن است سه گزارش مختلف از یک رویدا واحد داشته باشند. کما اینکه درجریان کشته شدن چندین تن درکشتی کمک رسانی به غزه که طی ماه های اخیر رخ داد شاهد بودیم که از یک رویداد واحد خبرهای بسیار گونه گونی منتشر شد.

آخر کلام آنکه بسیاری ممکن است با درنظرگرفتن ملاحظات سیاسی بسیاری که در خصوص اخراج خانم نصر وجود دارد، تصمیم شبکه سی ان ان را فراتر از تصمیم این شبکه به حفظ مرزهای حرفه ای خود بدانند. موضوعی که خود شاید بتواند گزارشی تحقیقی را طلب کند. اما روی کاغذ برای بسیاری که در ایالات متحده روزنامه نگاری می کنند یا از دانشگاه های روزنامه نگاری فارغ التحصیل شده یا از مشتریان رسانه هایی از این دست هستند، نوشته خانم اکتاویانصر با توجه به سمت حساسی که در یکی از حساس ترین بخش های خبری این شبکه داشته مصداق تضادمنافع و در نتیجه دلیل اتمام کار وی در این بخش می توانست باشد. به همین جهت است که خود وی نیز از نوشته خود اظهارتاسف می کند و به تصمیم شبکه خبری تن در می دهد.