روزنامه نگاران در خط مقدم؛ لزوم تاب آوردن در برابر استرس و بحران

por Persianeditor@icfjorg
Jun 15, 2009 en گوناگون

 

بحران در حوزه روزنامه نگاری و خبرنگاری طبیعی است. از بسیاری جهات عاملی است که این حرفه را اینقدر هیجان انگیز می کند. برخی از افراد بخاطر این هیجان به سراغ خبرنگاری می آیند. اما هر بحرانی با خود استرس به همراه دارد. هر شغلی خطرات شغلی خاص خود را دارد و برای خبرنگاران، استرس پیوسته است.

کمتر کسانی به این موضوع فکر می کنند که در دنیای خبر، بحران پشت بحران می آید. به سال 2001 فکر کنید. بله حملات یازده سپتامبر بحران بزرگی بود، ولی ببینید ظرف مدت کوتاهی بعد از آن چه اتفاقاتی رخ داد: حملات میکروبی با ارسال نامه های آلوده به ویروس سیاه زخم، تهدید به حملات تروریستی بیشتر، جنگ عراق، بیماری سارس، رسوایی در زندان ابوغریب و بسیاری از خبرهای بزرگ دیگر. استرس در این حرفه کوتاه نمی آید.

این چیزی است که اکثر خبرنگاران جوان باید آن را فرا بگیرند. باب شیفر، خبرنگار کهنه کار آمریکایی، در زندگینامه خود درباره این موضوع سخن گفته است. او می گوید در سال 1962 که شورشهای دانشگاه میسی سیپی را پوشش می داد و جیمز مردیت به عنوان اولین دانشجوی آمریکایی آفریقایی تبار آنجا ثبت نام می کرد، "ما احساس می کردیم که داریم بزرگترین خبر زندگی مان را پوشش می دهیم." اما ظرف یک سال او داشت ترور جان اف کندی رییس جمهوری وقت آمریکا را پوشش می داد و بحرانهای زیاد دیگری بعد از آن رخ داد.

عنوان زیرین زندگینامه دیوید برینکلی در سال 1995 را در نظر بگیرید: "یازده رییس جمهوری، 4 جنگ، 22 کنوانسیون سیاسی، یک فرود در ماه، سه ترور، دو هزار هفته خبر.."

همچنین لازم نیست بحران در صدر اخبار باشد تا تاثیری عاطفی بر شما داشته باشد. اخبار عادی مانند سوانح مرگبار رانندگی، تیراندازی، خشونت خانوادگی و آزار جنسی و آتش سوزی همگی می توانند به اخباری تبدیل شوند که ذهن شما را با جزییاتی هولناک مشغول کنند.

بحران هرگز در کار خبر متوقف نمی شود. همانگونه که مایکل کانلی رمان نویس درباره کار پلیس می گوید: "هر پرونده نبردی است در جنگی که هرگز پایان نمی یابد."

بحران شرایطی را پدید می آورد که نمی توانید تغییرش دهید. توفان در می نوردد، جنگ رخ می دهد، تروریستها در دنیا وجود دارند. آنچه را می توانید تغییر دهید، شیوه برخورد با این رویدادهاست.

به منظور آن که بتوانید به پوشش این بحرانها، خواه کوچک و خواه بزرگ، ادامه دهید، باید بدانید که کار خبر یک ماراتن است نه دو سرعت. حتی در یک فاجعه بزرگ، باید مراقب خود باشید تا تاب و توان خود را از دست ندهید. من اغلب به مشتریانم می گویم برای آن در این حرفه خوب کار کنید، باید در آموزشی بمانید. مانند یک ورزشکار باید همیشه به فکر راه هایی باشید تا از نظر جسمی و عاطفی سالم بمانید.

در آموزشی ماندن تنها به نفع شما نیست. شما مسئولیت دارید که در مورد مهمترین بخش کارتان حواس خود را جمع کنید: انتقال اطلاعات به خواننده یا شنونده به شیوه ای آرام و متمرکز. هرگز نباید حین گزارش دادن از یک بحران به آن شاخ و برگ بدهید. مثلا در رادیو و تلویزیون، بارها لحن خواندن، سرعت و حجم صدا و حرکات غیرکلامی بیش از کلمات بیانگرند. در یک فاجعه آخرین چیزی که نیاز این است که اخبارگویان با سراسیمگی خود موجب سراسیمگی مردم شوند. من اسم این را "سندرم مرغ کوچک" گذاشته ام، یعنی زمانی که مجری یا گزارشگر با اجرای سراسیمه خود به ما القا می کند که دنیا به آخر رسیده است.

لازم نیست تراژدی در ابعادی بزرگ رخ دهد تا بر حفظ آرامش و تمرکز برای پوشش خبری بحران تاکید شود. هیچ خبری کم اهمیت نیست. برای بعضی آن می تواند مهمترین خبری باشد که تاکنون خوانده اند یا شنیده اند. خبرنگاران هرگز نباید در تصاویر زنده فریاد بزنند یا بدوند و روزنامه نگاران باید از نوشتن عبارات التهاب آفرین پرهیز کنند.

یکی از دلایلی که نمی توانیم با استرس زیاد درست برخورد کنیم، این است که با استرس به موازات بروزش درست برخورد نمی کنیم. ما باید با استرس بصورت روزمره و تقریبا ساعتی برخورد کنیم. یکی از مشتریان من در واشنگتن می گفت که بعد از پوشش حملات یازده سپتامبر و سیاه زخم، احساس می کرد که زباله ای از احساسات را با خود حمل می کند. احساس می کرد تحت فشار زیادی قرار دارد زیرا برای مقابله با آن همه استرس وقت کافی نگذاشته بود. اگر با استرس قبلی برخورد نکرده باشید، نمی توانید با بحران بعدی کنار بیایید.

شاید بتوانید درباره رویدادهای تکان دهنده مطلبی در دفترچه خاطرات خود بنویسید یا با دیگران درباره آن حرف بزنید تا با این احساسات کنار بیایید.

پس چگونه می توان با استرس این حرفه کنار آمد و حواس خود را جمع نگه داشت؟ فکر می کنم باید به آنچه توماس لئونارد، مربی زندگی "مراقبت شدید از خود" می نامد، عمل کنید. یعنی خوب غذا بخورید، آب کافی بنوشید، حداقل هفت ساعت در شب بخوابید.

همچنین باید راه هایی برای دست و پنجه نرم کردن با فشارهای عاطفی بحرانهای قبلی پیدا کرد. این کار باید بخشی از زندگی روزمره شما شود. اینجوری فکر کنید: شما بعد از بروز توفان خانه خود را مقابل توفان مستحکم نمی کنید. پس بعد از استرس نمی تواند خود را آماده کرد. این روندی است که باید مرتبا اتفاق بیافتد.

برای آن که خبرنگار خیلی خوبی باشید، باید خود را سالم و متوازن نگه دارید، تا صرف نظر از بحران، بتوانید آن را تحمل کنید و حواستان را جمع کنید.

به قول معروف باید "در دنیایی نامطمئن، صدایی اطمینان بخش بود."